اشتیاق دویدن
ایرج عبادی
در " آمل "1 پرنده ای آواز کوچ را به سوی
دستهای من می داند
بدنبال یادش
حریر سبز " جواهر ده " 2 هم
در جوهر پیچ و پیچ رفتن های گیسویش
کم می آورد
دوهزار نه ، جاده سه هزار تنکابن هم
که چرخید و چرخید و نشست در پریشانی خوابها
زیاد نبود
که به قله ی پنج هزار البرز برسی
باز ارتفاع زاگروس و البرزدر گردنه های قد کشیده ی افق کوتاه
پرواز اوج بلندهای نگاه است
تا پنج و پنج که پیچ می خورد
ماهی ها بفکر دریایی آبی هایند
و پرندگان درخیال پریدن های نا مکشوف
کدام بال شاهپر ترا دارد
تا
به بالهایم گره خورد؟
مرغکان موج ،
و رج رج آواز بی شکیب دریا
که بوی تنت را دارد
اجاق شعر هایم که ترا می نویسد
در جنگل ستان اینهمه آتش
تا کجا
با سکوت مهتاب
در نا کجا آباد ابر ها نشسته ای؟
تلاقی دو فصل نو ، در وسعت تماشایی رازی قدیمی
و رضایت حضور " زرد پرها "3
به یک آسمان تا پناهگاه باران
در اشتیاق دویدن دو بالا بلند
در تیر کمان قله
که پرواز را دوست دارند.
11 /1/88 جاده دو هزار تنکابن
1- از شهرستانهای خوش منظر استان مازندران
2- دهکده ای زیبا و سبز در اطراف شهرستان رامسر
3- اسم پرنده ای در ادبیات کردی هم سنگ قناری
|
+| نوشته شده توسط
سر دبیر : در یکشنبه شانزدهم فروردین 1388
|