تبليغاتX
ئاوینه ی ئێمه
روزنامه ی الکترونیکی : فرهنگی- هنری - ادبی
  شعری تازه از پرویز میر مو کری

         پرویز  میر مو کری

 

به انتهای جهان رسیده ام 

میخانه ی کو چک که مسیح در آن شراب می نوشد

شاعر کلام می چیند

و لب های ترک خورده  یهودا

در حسرت بوسه ی دیگر چنان می سوزد

که گونه دوست سرخ می شود  .

                                                       1995

                                   (از کتاب صخره های تبعیدی چاپ کانادا)

تؤ بڵێی

چ ند هه زار سالی دیی پێ به‌ ‌چێ

مه ودا  بشکێ

کا ت ئه ژ مێر  تێک چێ

تا سه کا نی  ئێمه‌  ببنه‌  بزه 

تؤ بڵێی

چ ند  هه زار سا لی  د یی   پێ  به  چێ ؟

ڕقی  ئێمه‌  هه ستێ

چاوو  نه‌ گێرین  بۆ  با ووشێکی  بێ   جێ 

کؤ لا نه‌ کا ن   به‌ جێ   بێلێن   

بؤ  ئه م  نیشتما نه  ئه وین  د زه  

هه موو  شه وی

خه ون ده بینم  د یسا ن

ده ر که   د ا خرا وه کا نی   مێخا نه  له  کورد ستا ن

پشت ده‌  که‌ نه ‌ ئێستکا نه 

به‌ تا له‌ کا نی    نێو ده ستی   خو یری  ئێمه .

1997 ottawa    پرویز  میر مو کری

 

        

|+| نوشته شده توسط سر دبیر : در یکشنبه سی ام فروردین 1388  |
 خرافات

اخیرا تعدادی از موسسات فرهنگی با چاپ مطالبی در مورد علائم ظهور امام زمان این چنین نقل قول کرده اند که چندی قبل ايت الله بهجت درحين وضو گرفتن بيهوش مي شوند که پس از بهوش آمدن علت را جويا مي شوند که در جواب مي فرمايند در همين لحظه قاتل امام زمان در اصفهان متولد شده است.

آگاهان گسترش خرافات و استفاده از اعتقادات مذهبی را حاصل استفاده های سياسی از باورهای عمومی می دانند که هم به باورهای اعتقادی مردم لطمه زده و هم راهی در برابر شیادان باز کرده است

به اين چند خرافه كه در مطبوعات داخل کشور در این چند سال انتشار يافته نگاهی بياندازيد
 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سر دبیر : در یکشنبه سی ام فروردین 1388  |
 گام هاي كوچكي كه تاريخ امروز را ساختند

 

 با تشکر از دکتر نصری زر بخاطر

 

 ارسال این مطلب به ر وزنامه ی ما

 

گام هاي كوچكي كه تاريخ

 امروز را ساختند

 

http://nonoghalam.blogfa.com/post-224.aspx: منبع

اي براي تغيير يك رفتار و يا انديشه

نادرست دردرون

 خويش و بيرون، اعم از خانه ،كوچه

،جامعه و حتي جهان چه بايد كرد؟

آيا بايد يكسره تن به خشونت

 و احساسات كور داد و

گاهي نيز با ياس و گوشه نشيني

 هم آغوش شد و يا

 آنكه با باوري درست، گام هاي كوچك

اما توام با يقين را به سوي آينده برداشت؟

اين سوالي

 است كه من سعي مي كنم پاسخ آن

را در لابه لاي مطلب امروز خود بگنجانم.

1


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سر دبیر : در یکشنبه سی ام فروردین 1388  |
 انیشتین سر سفره هفت سین دکتر حسابی

 

 

انیشتین سر سفره هفت

سین دکتر حسابی

در زمان تدریس در دانشگاه پرینستون دکتر حسابی تصمیم می گیرند سفره ی هفت سینی برای انیشتین و جمعی از بزرگترین دانشمندان دنیا از جمله "بور"، "فرمی"، "شوریندگر" و "دیراگ" و دیگر استادان دانشگاه بچینند و ایشان را برای سال نو دعوت کنند. آقای دکتر خودشان کارتهای دعوت را طراحی می کنند و حاشیه ی آن را با گل های نیلوفر که زیر ستون های تخت جمشید هست تزئین می کنند و منشا و مفهوم این گلها را هم توضیح می دهند. چون می دانستند وقتی ریشه مشخص شود برای طرف مقابل دلدادگی ایجاد می کند. دکتر می گفت: " برای همه کارت دعوت فرستادم و چون می دانستم انیشتین بدون ویالونش جایی نمی رود تاکید کردم که سازش را هم با خود بیاورد.
 

 همه سر وقت آمدند اما انیشتین 20دقیقه دیرتر آمد و گفت چون خواهرم را خیلی دوست دارم خواستم او هم جشن سال نو ایرانیان را ببیند. من فورا یک شمع به شمع های روشن اضافه کردم و برای انیشتین توضیح دادم که ما در آغاز سال نو به تعداد اعضای خانواده شمع روشن می کنیم و این شمع را هم برای خواهر شما اضافه کردم. به هر حال بعد از یک سری صحبت های عمومی انیشتین از من خواست که با دمیدن و خاموش کردن شمع ها جشن را شروع کنم. من در پاسخ او گفتم : ایرانی ها در طول تمدن 10هزار ساله شان حرمت نور و روشنایی را نگه داشته اند و از آن پاسداری کرده اند. برای ما ایرانی ها شمع نماد زندگیست و ما معتقدیم که زندگی در دست خداست و تنها او می تواند این شعله را خاموش کند یا روشن نگه دارد."

آقای دکتر می خواست اتصال به این تمدن را حفظ کند و می گفت بعدها انیشتین به من گفت:   " وقتی برمی گشتیم به خواهرم گفتم حالا می فهمم معنی یک تمدن 10هزارساله چیست. ما برای کریسمس به جنگل می رویم درخت قطع می کنیم و بعد با گلهای مصنوعی آن را زینت می دهیم اما وقتی از جشن سال نو ایرانی ها برمی گردیم همه درختها سبزند و در کنار خیابان گل و سبزه روییده است."

بالاخره آقای دکتر جشن نوروز را با خواندن دعای تحویل سال آغاز می کنند و بعد این دعا را تحلیل و تفسیر می کنند. به گفته ی ایشان همه در آن جلسه از معانی این دعا و معانی ارزشمندی که در تعالیم مذهبی ماست شگفت زده شده بودند. بعد با شیرینی های محلی از مهمانان پذیرایی می کنند و کوک ویلون انیشتین را عوض می کنند و یک آهنگ ایرانی می نوازند. همه از این آوا متعجب می شوند و از آقای دکتر توضیح می خواهند. ایشان می گویند موسیقی ایرانی یک فلسفه، یک طرز تفکر و بیان امید و آرزوست. انیشتین از آقای دکتر می خواهند که قطعه ی دیگری بنوازند. پس از پایان این قطعه که عمدأ بلندتر انتخاب شده بود انیشتین که چشمهایش را بسته بود چشم هایش را باز کرد و گفت" دقیقا من هم همین را برداشت کردم و بعد بلند شد تا سفره هفت سین را ببیند.

آقای دکتر تمام وسایل آزمایشگاه فیزیک را که نام آنها با "س" شروع می شد توی سفره چیده بود و یک تکه چمن هم از باغبان دانشگاه پرینستون گرفته بود. بعد توضیح می دهد که این در واقع هفت چین یعنی 7 انتخاب بوده است. تنها سبزه با "س" شروع می شود به نشانه ی رویش. ماهی با "م" به نشانه ی جنبش، آینه با "آ" به نشانه ی یکرنگی، شمع با "ش" به نشانه ی فروغ زندگی و ... همه متعجب می شوند و انیشتین می گوید آداب و سنن شما چه چیزهایی را از دوستی، احترام و حقوق بشر و حفظ محیط زیست به شما یاد می دهد. آن هم در زمانی که دنیا هنوز این حرفها را نمی زد و نخبگانی مثل انیشتین، بور، فرمی و دیراک این مفاهیم عمیق را درک می کردند.

 

 بعد یک کاسه آب روی میز گذاشته بودند و یک نارنج داخل آب قرار داده بودند. آقای دکتر برای مهمانان توضیح می دهند که این کاسه 10هزارسال قدمت دارد. آب نشانه ی فضاست و نارنج نشانه ی کره ی زمین است و این بیانگر تعلیق کره زمین در فضاست. انیشتین رنگش می پرد عقب عقب می رود و روی صندلی می افتد و حالش بد می شود. از او می پرسند که چه اتفاقی افتاده؟ می گوید : "ما در مملکت خودمان 200 سال پیش دانشمندی داشتیم که وقتی این حرف را زد کلیسا او را به مرگ محکوم کرد اما شما از 10هزار سال پیش این مطلب را به زیبایی به فرزندانتان آموزش می دهید. علم شما کجا و علم ما کجا؟!"

خیلی جالب است که آدم به بهانه ی نوروز، فرهنگ و اعتبار ملی خودش را به جهانیان معرفی کند. روح و روانش شاد باد

به نقل از كتاب خاطرات مهندس ايرج حسابي

|+| نوشته شده توسط سر دبیر : در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388  |
 گڕ و ئاگڕ

 

گڕ و ئاگڕ

 

ئیره ج عیبادی

 

ئاگڕ و دڵ

ئاور و شۆمینه

سووتان ، سووتانی مه ڵبنده کانی

ژیانی ئه ستێره

یانی

گڕ وجێگای گرێ هه موو

ساته کانی ئه م هه ڵبه سته !

یانی

تۆ

که دیار‌ نیت و

من که

له ژێر ژیڵه مووی نه هاتنتا

له به ند کراوه م !

گڕێک گره ی داوته

نێو بۆرکانی بێ تۆیی و

نا ئارامی و شه پۆلی

گه یشتن به گه وره پانی ئازادی

چۆلم نا کا !

ئه م وشانه کوردی ده نووسێتۆ و

 له پێچ کانی هۆمید دا

دژ به ده سه ڵاتی رێبه ندانه!

ئه م ئاوره له میشکی لووتکه کان دا سه ر هه ڵئه دات

ئه گه ر شاخی به رزی ئه وینت له بیر چوو

بروا بۆ

دڵ و شوومینه ی هه ست و

راپه رینی گڕ!

 

10/1/88 عه باس ئاوی تونکابون

 

 

 

 

                           

|+| نوشته شده توسط سر دبیر : در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388  |
 ارغوان
با تشکر از دکتر نصری زر
ارغوان
این چه رازی است که هر بار بهار
با عزای دل ما می آید؟
که زمین هر سال از خون پرستوها رنگین است؟
وین چنین بر جگر سوختگان
داغ بر داغ می‌افزاید

ارغوان
پنجه خونین زمین
دامن صبح بگیر
وز سواران خرامنده خورشید بپرس
کی برین دره غم می‌گذرند؟
http://www.vimeo.com/3744528
http://www.megaupload.com/?d=2JQ6X5HK


|+| نوشته شده توسط سر دبیر : در یکشنبه شانزدهم فروردین 1388  |
 اشتیاق دویدن

اشتیاق دویدن

 

ایرج عبادی

 

 

در " آمل "1 پرنده ای  آواز کوچ را به سوی

دستهای من می داند

بدنبال یادش

 حریر سبز " جواهر ده " 2 هم

در جوهر پیچ و پیچ رفتن های گیسویش

 کم می آورد

دوهزار نه ، جاده سه هزار تنکابن هم

که چرخید و چرخید و نشست در پریشانی خوابها

 زیاد نبود

که به قله ی پنج هزار البرز برسی

باز ارتفاع زاگروس و البرزدر گردنه های قد کشیده ی افق کوتاه

پرواز اوج بلندهای نگاه است

تا پنج و پنج که پیچ می خورد

ماهی ها بفکر دریایی آبی هایند

و پرندگان درخیال پریدن های نا مکشوف

کدام بال شاهپر ترا دارد

 تا

 به بالهایم گره خورد؟

مرغکان موج ،

و رج رج آواز بی شکیب دریا

که بوی تنت را دارد

اجاق شعر هایم که ترا می نویسد

در جنگل ستان اینهمه آتش

تا کجا

با سکوت مهتاب

در نا کجا آباد ابر ها نشسته ای؟

تلاقی دو فصل نو ، در وسعت تماشایی رازی قدیمی

و رضایت حضور " زرد پرها "3

به یک آسمان تا پناهگاه باران

در اشتیاق دویدن دو بالا بلند

در تیر کمان قله

که پرواز را دوست دارند.

 

11 /1/88  جاده دو هزار تنکابن

 

1-    از شهرستانهای خوش منظر استان مازندران

2-    دهکده ای زیبا و سبز در اطراف شهرستان رامسر

3-    اسم پرنده ای در ادبیات کردی هم سنگ قناری

 

 

|+| نوشته شده توسط سر دبیر : در یکشنبه شانزدهم فروردین 1388  |
 یاد داشفی از ورنا بلوچ
سلام دوستان خوبم
سلام

سلامی به نگاه صمیمیت وجود تان که سرشار از احترام به مهربانی های شماست.

هنوز هم هستم هنور هم زنده ام هنوز هم دستانم میتوانند بنویسند. گرچه بی حرمتیها و جفاها و نابرادری ها را به جان خریدم ولی هنوزم با دستان شکسته ام میتوانم بنویسم و درونم هنوز هم مهر وطن و مهر بلوچستان موج میزند.

من زنده ام و زندگانی خواهم نمود وقتی برای مردن نیست.
|+| نوشته شده توسط سر دبیر : در یکشنبه شانزدهم فروردین 1388  |
 جهان آمار لحظه با لحظه

 

آمار لحظه به لحظه جهان

.info/fa/

 

 

آمار لحظه به لحظه جهان

 

 




|+| نوشته شده توسط سر دبیر : در دوشنبه سوم فروردین 1388  |
 نوروزتان پیروز
 با تشکر از دکتر امیر نصری زر

جدا شد یار شیرینت کنون تنها نشین ای شمع
که حکم آسمان این است اگر سازی و گر سوزی
حافظ

برآمد باد صبح و بوي نوروز

به کام دوستان و بخت پيروز

مبارک بادت اين سال و همه سال

همايون بادت اين روز و همه روز

چو آتش در درخت افکند گلنار

دگر منقل منه آتش ميفروز

چو نرگس چشم بخت از خواب برخاست

حسدگو دشمنان را ديده بردوز

بهاري خرمست اي گل کجايي

که بيني بلبلان را ناله و سوز

جهان بي ما بسي بودست و باشد

برادر جز نکونامي ميندوز

نکويي کن که دولت بيني از بخت

مبر فرمان بدگوي بدآموز

منه دل بر سراي عمر سعدي

که بر گنبد نخواهد ماند اين گوز

دريغا عيش اگر مرگش نبودي

دريغ آهو اگر بگذاشتي يوز


|+| نوشته شده توسط سر دبیر : در شنبه یکم فروردین 1388  |
 
 
بالا
> Free Site Counter
Free Site Counter
Barry Manilow tickets
Baseball tickets Colts tickets