تبليغاتX
ئاوینه ی ئێمه
روزنامه ی الکترونیکی : فرهنگی- هنری - ادبی
 نوروزتان پیروز

 

هر روزتان نوروز

نوروزتان پیروز

نوروز، جشن ايرانيان از روزگاران كهن پر شكوه ترين جشن بهاری در جهان بوده است. نوروز بهارانه ای است كه روايت های تاريخ درباره پيدايش آن بسيار گوناگون است نوروز جشن شروع فروردين يا « فرودگان » است كه ياد آور اجداد و نياكان ما بود و چنان مي پنداشتند كه در پنج شب ، ارواح پاك مردگان ، برای ديدار وضع زندگي و احوال بازماندگان به زمين فرود مي آيند و در خانه و آشيانه خويش سرگرم تماشا وسركشي مي شوند . اگرخانه روشن و پاكيزه و ساكنان آن راحت وشاد باشند ، ارواح مسرور و سر افراز برمي گردند. اما درغير اينصورت ، آنان غمگين وناراحت به منزلگاه خويش باز مي گردند وتا سال آينده به انتظار مي نشينند .
درباره پيدايش نوروز در روايتي ديگر چنين آمده است كه نيشكر را جمشيد در اين روز

فلسفه نوروز

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سر دبیر : در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387  |
 Free Haircut
 Free Haircut

One day a florist goes to a barber for a haircut. After the cut he asked about his bill and the barber replies, 'I cannot accept money from you. I'm doing community service this week.' The florist was pleased and left the shop.
.

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سر دبیر : در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387  |
 خانه‌ داستان شه واربرگزار میکند.:
خانه‌ داستان شه وار

 

برگزار میکند.:


دومین چیرۆکانه‌ی داستان نویسی

 ‎
از علاقمندان دعوت میشود ‌داستانهای

خود را به

دو زبان کردی و فارسی تا تاریخ

 

1388/1/15 به

خانه‌ی داستان شه‌وار ارسال نمایند.

 

 برای اطلاعات بیشتر در مورد فراخوان ،

 

 نحوه ارسال و شرایط شرکت به‌ وبلاگ

 

www.chirokishawar.blogfa.comو

 

www.chirokishawar.blogspot.com

 

مراجعه‌ نمایید.


                      خانه‌ داستان شه‌وار

|+| نوشته شده توسط سر دبیر : در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387  |
 روز زن پبروز
 

 

هشت مارس

 

روز جهانی زن به

 

تمامی بانوان پر توان

 

 و ارزشمند ایران  زمین

 

     پیروز باد !

|+| نوشته شده توسط سر دبیر : در یکشنبه هجدهم اسفند 1387  |
 توجه
 

دوستان و خوانندگان گرامي

با توجه به گرفتاري و مشكلات كاري شوراي نويسندگان روزنامه ي الكترونيكي ئاوينه ي ئيمه و عدم امكان  مشاركت در تنظيم اين روزنامه،از اين تاريخ شوراي نويسندگان تازه اي دراين راستا ياور لحظه هاي تلخ و شيرينمان خواهند بود. ضمنا  كماكان اين روز نامه در چار چوب قوانين جاري پذيراي آثار كليه عزيزان و صاحب نظران داخل و خارج از كشور براي درج آثار ارزشمند شان مي باشد.

        به اميد پيوند هاي بيشتر دستها، دلها و قلم هايمان .

                                       سر دبير ايرج عبادي

|+| نوشته شده توسط سر دبیر : در شنبه هفدهم اسفند 1387  |
  میرحسین به انتشار عكس های خانوادگی!
میرحسین به انتشار عكس های خانوادگی!
1387/12/13
تعداد بازدید: 3158
افراطیون رسانه ای اصلاح طلب به میرحسین موسوی پیغام داده اند که در صورت عدم کناره‌گیری از انتخابات به زودی برخی از عکس های خانوادگی وی را منتشر خواهند کرد.
 
درحالی که میرحسین موسوی برنامه‌های انتخاباتی خود را گسترش داده است و هر روز نشانه‌های بیشتری از جدیت وی برای کاندیداتوری ظهور می‌کند، برخی افراطیون اصلاح‌طلب همچنان در حال طراحی سناریوهایی برای وادار کردن مهندس موسوی به کناره‌گیری از انتخابات هستند چنانکه در آخرین تلاش‌ وی را تهدید وی به افشای برخی اسرار خانوادگی کرده‌اند. 

طرح مسئله ورود میر حسین موسوی به عرصه انتخابات و کاندیداتوری وی در ابتدا با نظر مثبت و تلاش حامیان خاتمی همراه بود، چرا که به زعم آنان موسوی پس از کاندیداتوری در انتخابات و جلب حمایت بدنه ارزشی و اقشار مذهبی جامعه، به نفع خاتمی که اینک رای این قشر را به همراه خود نداشت، کنار خواهد رفت.

اما با گذشت زمان و ظهور علائم جدیت در رفتار آخرین نخست وزیر برای کاندیداتوری و حتی اعلام گزینه‌های ریاست ستاد انتخاباتی وی از سوی برخی نزدیکان موسوی، اوضاع به گونه‌ای دیگر رقم خورد.

خاتمی یک روز پس از اعلام کاندیداتوری خود اعلام کرد که میرحسین موسوی در تردید به سر می‌برد و به علت همین موضوع نتوانسته به جمع‌بندی برسد. پس از این بود که میرحسین موسوی نامه‌ای به خاتمی ارسال و در آن از رفتار انتخاباتی خاتمی به شدت گلایه کرد.

نامه گلایه آمیز موسوی به خاتمی را شاید بتوان آغاز کدورت و رقابت آنان دانست، رقابتی که اکنون در مرحله‌ای حساس قرار دارد.

به دنبال آغاز فعالیت‌های انتخاباتی کاندیداهای اصلاح‌طلب، حامیان خاتمی که همزمان تلاش های خود برای خارج کردن کروبی از عرصه رقابت را دنبال می‌کردند، توان مضاعفی را برای کناره‌گیری موسوی و در صورت امکان ایستادن او پشت سر خاتمی بسیج کردند. اما پس از اینکه مذاکرات و پیام‌های مختلف آنان از علاقه‌مندی موسوی برای حضور در صحنه انتخابات نکاست، برخی افراطیون اصلاح طلب، به استفاده از تاکتیک‌های رسانه‌ای"تضعیف"، "تخریب" و سرانجام "تهدید" روی آورده‌اند.

درراستای اجرای پروژه "تضعیف"،موسوی لاری عضو مجمع روحانیون مبارز، آخرین نخست وزیر کشور را برای جوانان و نوجونان ناشناس دانسته و عنوان کرد: حتی برخی از آنان پس از کنار رفتن میرحسین به دنیا آمده اند.

محمدعلی ابطحی رئیس‌دفتر رئیس جمهور سابق نیز گفت: نقل تاریخ به تنهایی نمی‌تواند بین نسلی که مهندس موسوی را نمی‌شناسد و دیدگاه‌های فعلی وی ارتباطی برقرار کند؛ مهندس موسوی برای نسل فعلی هندوانه سربسته‌ است.

از سوی دیگر حزب کارگزارن سازندگی هم که این روزها درباره حمایت از کاندیداهای اصلاح‌طلب اختلاف داخلی دارد، همسو با سایر احزاب دوم خردادی از پروژه "تضعیف" میرحسین عقب نماند.

مرتضی الویری عضو شورای مرکزی این حزب با ناکارآمد دانستن عملکرد اقتصادی موسوی، گفت: اگر دیدگاه‌‏های میرحسین همان دیدگاه زمان نخست‌وزیری باشد که تا کنون چیزی غیر از آن مشاهده نشده است، این دیدگاه‌ها هیچ سنخیتی با دستاورد‌‏های 2 دهه اخیر و نیازهای جامعه امروز ما ندارد.

پس از این مرحله سخنان حامیان خاتمی در وصف موسوی تندتر و وارد فاز "تخریب" شد.

در این راستا بهزاد نبوی عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اخیرا " تضعیف و تخریب" رقبای اصلاح طلب خاتمی را به طور علنی در دستور کار قرار داد. وی علاوه بر آنکه کروبی را گرفتار مسائل مالی دانست، گفت که از دیدگاه وی میرحسین موسوی از خاتمی "ترسوتر" است.نایب رئیس مجلس ششم،همچنین موسوی را تنها برای ترساندن جناح مقابل خاتمی مناسب دانست و گفت که "نظام" خاتمی را بر موسوی ترجیح می‌دهد.

اما افراطیون اصلاح طلب، که این روزها برای کناره‌گیری رقبای اصلاح طلب و پیروزی در انتخابات تلاش خود را گسترش داده‌اند، پس از سکوت موسوی در واکنش به پروژه "تخریب" و تاکید دوباره وی برحضور در انتخابات، در اقدامی تعجب‌برانگیز فاز "تهدید" را برای انصراف آخرین نخست وزیر برگزیده‌اند.

در این زمینه گزارش خبرنگار ما حاکیست که برخی افراطیون اصلاح طلب، با ارسال پیغام به میرحسین موسوی تهدید کرده‌اند در صورت عدم کناره‌گیری از انتخابات به زودی برخی از عکس های شخصی وی را منتشر خواهند کرد.

این در حالی است که پیش از این نیز برخی خبرها از فعال شدن کمیته‌ای توسط اصلاح‌طلبان تندرو برای تهیه فیلم‌ها و کلیپ‌های تخریبی علیه رئیس جمهور حکایت می‌کرد.

اما با افزایش فضای تخریب و بی انصافی در موضع گیری برخی چهره های افراطی، دفتر رئیس جمهور نیز در بیانیه‌ای خواستار رعایت اخلاق و انصاف در فعالیت‌های انتخاباتی شد.

 
|+| نوشته شده توسط سر دبیر : در جمعه شانزدهم اسفند 1387  |
 یوسف ایرانی یا امریکایی

حضرت يوسف عليه السلام فرزند يعقوب فرزند اسحاق فرزند ابراهيم عليهم السلام از پيامبران بزرگ الهي و اولين پيامبر بني اسرائيل بود.
نام يوسف 25 بار در قرآن آمده و سوره اي نيز به نام او موجود است. اين سوره داستان زندگي يوسف را به عنوان احسن القصص (بهترين قصه‌ها) از آغاز تا پايان بيان كرده است. حضرت يعقوب عليه السلام 12 پسر داشت. يوسف و بنيامين از زني به نام راحيل بودند كه بسيار محبوب يعقوب بود و در جواني درگذشت. از اين رو يعقوب اين يادگاران او را بيشتر از فرزندان ديگرش دوست مي‌داشت.
زيبايي بي‌نظير يوسف نيز به علاقه پدر نسبت به وي افزوده بود. حضرت يوسف (ع) ثمره يك عشق چهارده ساله بود. داستان اين عشق مربوط به زماني است كه حضرت يعقوب (ع) هنگامي كه به سرزمين دايي خود آمد دلباخته دختر دايي خود راحيل شد.

اين بار داستان شيرين يوسف را به روايت راجر يانگ ببينيد ....

|+| نوشته شده توسط سر دبیر : در جمعه شانزدهم اسفند 1387  |
 عکسی دیدنی

هواپیمای عراقی در زیر خاک

|+| نوشته شده توسط سر دبیر : در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387  |
 غزلی از مصطفی توفیقی

مرگ بر من که دوستت دارم ...

و اما ... این بار برایتان یکی از شعرهای خصوصی زندگی ام را می نویسم ؛ یکی از ده ها قطعه ای که برای روزهای نبودنم نوشته بودم و حالا خودش دلش خواسته و آمده و شما می خوانیدش :

 

با خودم فکر می کنم به خودت

به خودت که چقدر خوشبختم

توی دستم به جای دستانت

سینه بندی که مانده در تختم

 

می فشارم به سینه ام محکم

این سفیدی مانده از شب را

با دو دندان نیش خود آرام

می گزم جای سینه ات ، لب را

 

روبرویم  « شریعتی » دارد

رو به روی  « فروغ » می خندد

« چه گوارا » کنار « یا زهرا »

به اتاق شلوغ می خندد

 

زیر عکس فروغ فرخزاد

روی دیوار با گچ قرمز

یادگاری نوشته یک مرده :

" زنده ماندن بدون تو ... هرگز "

 

توی تخت بدون تو خالی

مثل ابر بهار می بارم

زنده ماندن بدون تو مرگ است

« مرگ بر من که دوستت دارم » ...

 

|+| نوشته شده توسط سر دبیر : در شنبه دهم اسفند 1387  |
 گابریل گارسیا مارکز- چیزی که من آموختم

 

با تشکر از دکتر نصری زر

در 15 سالگي آموختم كه مادران از همه بهتر مي دانند ، و گاهي اوقات پدران هم

    در 20 سالگي ياد گرفتم

 كه كار خلاف فايده اي ندارد ،

حتي اگر با مهارت انجام شود



ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سر دبیر : در جمعه نهم اسفند 1387  |
 جهان سومی ها

با تشکر از  ش- عبادی به خاطر ارسال این مطلب

بعضی سوختن ها جوری هستند که تو امروز میسوزی، اما فردا دردش را حس میکنی...

داستان کیفیت زندگی و "رشد" آدمها در جاهایی که " جهان سوم" نامیده میشوند، مثل همین جور سوزش هاست ...

از هر دوره که میگذری، میسوزی و در دوره بعد دردش را میفهمی...

  شادی ها و دغدغه های کودکی ما :

 در همان گوشه دنیا که "جهان سوم" نامیده میشود، شادی های کودکی ما درجه سه است ، ولی دغدغه های ما جدی و درجه یک...

شادی کودکیمان این است که کلکسیون " پوست آدامس" جمع کنیم...یا بگردیم و چرخ دوچرخه ای پیدا کنیم و با چوبی آن را برانیم... توپ پلاستیکی دو پوسته ای داشته باشیم و با آجر، دروازه درست کنیم و در کوچه های خاکی فوتبال بازی کنیم...

اما دغدغه هایمان ترسناک تر بود...

اینکه نکند موشکی یا بمبی، فردا صبح را از تقویم زندگی ات خط بزند...

اینکه نکند "دفاعی مقدس"، منجر به مرگ نامقدس تو بشود یا تو را یتیم کند...

از دیفتری میترسیدیم... از وبا.... از جنون گاوی...

مدرسه، دغدغه ما بود...خودکار بین انگشتان دستمان که تلافی حرفهای دیروز صاحبخانه به معلممان بود...

تکلیفهای حجیم عید ... یا کتابهایی که پنجاه سال بود بابا در آنها آب و انار میداد....

شادی ها و دغدغه های نوجوانی ما:

دوره ای که ذاتا بحرانی بود و بحران " جهان سوم" بودن هم به آن اضافه شده...

در آین دوره، شادی هایمان جنس " ممنوعی" دارند...

اینکه موقتی عاشق شوی... میشد که یاد بگیریم "جهان سومی" شادی کنیم... به جای اینکه دست در دست دخترک بگذاریم،او را انگشت میکنیم...

با او قدم نزنیم و فقط دنبالش کنیم...

یا اینکه نگوییم" دوستت دارم" و بگوییم " امروز خانه خالی دارم"

در عوض دغدغه هایمان بازهم جدی هستند...

اینکه از امروز که 15 سال داری، باید مثل یک مرتاض روی کتابهای میخی مدرسه ات دراز بکشی و تا بیست و چهار سالگی همانجا بمانی...

 بترسی از این که قرار است چند صفحه پر از سوالات "چهار گزینه ای" ، آینده تو ، شغل تو ، همسر تو و لفب تو را تغیین کند...

تو فقط سه ساعت برای همه اینها فرصت داری...

شادی ها و دغدغه های جوانی ما:

شادی ها کمرنگ تر میشود و دغدغه ها پررنگ تر...

شاید هم این باشد که شادی هایت هم، شکل دغدغه به خودشان میگیرند...

مثلا شادی تو این است که روزی خانه و ماشین میخری ...

اما رسیدن به این شادی ها برایت دغدغه میشود....

رسیدن به آنها برای تو هدف میشود...

هدفی که حتما باید "جهان سومی" باشی که آنرا داشته باشی... و هیج جای دیگربرای کسی هدف نیستند...

معبارهای " آدم خوب بودن" جهان سومی هم دغدغه تو میشود...

اینکه سر پا مثانه را خالی کنی یا نشسته....

اینکه موهای کجای بدنت را میتراشی و کجا را نمیتراشی...

و میترسی از اینکه نکند کسی قبل از خدا، تو را در این دنیا محاکمه کند...

بعضی از شادی هایت غیر انسانی میشود...

با پول شهوتت را میخری...با گردی سفید مست میشوی نه با شراب... با دود دغدغه هایت را کمرنگتر میکنی و غبار آلود....

اگر جهان سومی باشی، استاندارد و مقیاس های تمام اجزای زندگی تو، جهان سومی میشود...

اینکه در سال چند بار لبخند میزنی...در روز چند بار گریه میکنی...راهی که تو را به بهشت و جهنم میرساند... و حتی جنس خدای تو هم جهان سومیست....

در این دنیای عجیب، دیدن دست برهنه یک زن هم میتواند براحتی تو را خطاکار کند و قلبت را به تپش وادارد...

در این دنیا "سلام " به غریبه و بی دلیل، نشانه دیوانگیست...

لبخند بی جای زن هم دلیل فاحشگی اوست... در این جهان سوم ، کسی را نداری که به تو بگوید چقدر مسواک و خمیردندان، واکسن، ک.ا.ن.د.و.م، بوسیدن، خندیدن، رقصیدن خوب هستند... اینکه آینده خوب را خودت باید رقم بزنی و کسی قرار نیست برای این کار به تو کمک بکند.... اینکه همیشه جهان اول ، طاعون جهان سوم نیست... گاهی فکر میکنی که به سرزمین جهان اولی ها مهاجرت کنی تا از جهان سومی بودن رها شوی... اما میفهمی که با مهاجرتت شادی ها، دغدغه ها، جهانبینی، خدا و معیارهایت هم با تو سفر میکنند.... گاهی میمانی که این جهان سوم است که کیفیت تو را تعیین میکند یا اینکه "تو " جهان سوم را درست میکنی......؟

 



|+| نوشته شده توسط سر دبیر : در جمعه نهم اسفند 1387  |
 خوانش عباس معروفی از یک عکس

من حالا دارم به اين عکس از سران حماس نگاه می‌کنم که پوستر صدام حسين را علم‌کش‌ کرده‌اند و زير آن ايستاده‌اند تا حق شان را از سازمان ملل يا حقوق بشر بستانند. من از کی بايد دفاع کنم؟ از عاشقان جنگ‌طلب صدام؟ و برای کی گريه کنم؟ برای بچه‌هايی که به مثابه کيسه شن مورد استفاده‌ی اين جنگ‌طلبان قرار می‌گيرند؟ از زنان ستمديده‌ی غزه که هر دو سوی ماجرا داغدارشان کرده، هم کيسه‌های شن، و هم شليک‌کنندگان پوشک؟
من از کی بايد دفاع کنم؟ از رهروان صدام حسين؟ من مبهوتم. مبهوت. مبهوت...

|+| نوشته شده توسط سر دبیر : در پنجشنبه هشتم اسفند 1387  |
 
 
بالا
> Free Site Counter
Free Site Counter
Barry Manilow tickets
Baseball tickets Colts tickets